دوگوشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوگوشه . [ دُ ش َ /ش ِ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) بستو که دو دسته دارد. (یادداشت مؤلف ). مرطبان . سفالین کوچک : در خواب چنین دیدم که دو گوشه جغرات آوردند. (انیس الطالبین بخاری ). حضرت خواجه با من این خواب می گزارد که خادمه دو گوشه ٔ جغرات آورد. (انیس الطالبین بخاری ). ◄ هر ظرفی که دو دسته داشته باشد : گویدکایدون نماند جای نیوشه در فکند سرخ مل به رطل دوگوشه . منوچهری . ◄ هر چیز که دو پیش آمدگی داشته باشد و به کنجی و زاویه ای منتهی شود : اگر به چرخ بر از چرخ او نمونه کنند نمونه ناطح انوار گردد و اجرام تنش بخاید شاخ دو شاخه ٔ ناهید ز هش بمالد گوش دو گوشه ٔ بهرام . (از سندبادنامه ص ١٢).