دوگل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوگل . [ دُ گ ُ ] (اِخ ) ژنرال شارل دوگل نویسنده ٔ نظامی و سیاستمدار و رئیس جمهور فرانسه . در ٢٢ نوامبر ١٨٩٠در لیل متولد شد. در جنگ جهانی دوم فرمانده هنگ زره پوش بود و پس از شکست فرانسه در ١٩٤٠ به لندن رفت و رهبری نهضت مقاومت فرانسه را علیه آلمان بعهده گرفت و سپس رئیس دولت موقت فرانسه در الجزیره و از ١٩٤٤ تا ١٩٤٦ م . در پاریس شد. بعد مدتی از سیاست کناره گرفت . و در ١٩٤٧ مجمع مردم و فرانسه را بنیاد نهاد در جریان جنگ فرانسه و الجزیره بر سر کار آمد و قانون اساسی جدید را با رفراندم به تصویب رساند و جمهوری پنجم را پی افکند و خود در ١٩٥٨ بریاست جمهوری رسید و تا ٢٨ آوریل ١٩٦٩ بر سر کار بود و در نوامبر ١٩٧٠ م . درگذشت . او کتاب خاطرات خود را انتشار داده است .
دوگل . [ دُ گ ُ ] (اِخ ) محلی در راه تهران به بندرشاه، ایستگاه سیزدهم راه آهن در ٢٣٦هزارگزی تهران باارتفاع ١٧٣٣/٠٥ گز. واقع در ٣٦هزارگزی جنوب پل سفید. (یادداشت مؤلف ) (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).