دوکانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوکانی . [ دُ ] (ص نسبی ) بازاری . (ناظم الاطباء). ◄ محافظ دکان و صاحب دکان . (ناظم الاطباء).
دوکانی . [ دُ ] (اِ) استعمالی از دوکان به معنی مصطبه و ایوان و مهتابی : امیر از باغ به دوکانی رفت و به شراب بنشست . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٠٦). چون قدری پیش برفتم در پیش کوی در سرای بزرگ پادشاهانه پدید آمد چنانک از آن ملوک و سلاطین باشد و بر در سرای دوکانیها کشیده و جمعی مردم انبوه دست در کمر کرده و بر پای ایستاده . (اسرارالتوحید چ صفا ص ٣٦٣).