دوپشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوپشته . [ دُ پ ُ ت َ / ت ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) دوترکه . دوردیفه . دوراکبه . دوتنه . (یادداشت مؤلف ). ♦ دوپشته سوار شدن ؛ دوتنه بر ستور یا وسیله ٔ نقلیه ای مانند دوچرخه و موتورسیکلت برنشستن . بر ترک سوار بودن . (یادداشت مؤلف ).