دونه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دونه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است به نهاوند. (منتهی الارب ).
دونه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است به همدان و گاهی در نسبت به وی قاف زیاد کنند؛ از آن ده است عمرد ونقی بن مرداس . (منتهی الارب ).
دونه . [ ] (هندی، اِ) اسم هندی مرزنجوش است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).