دوشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوشک . [ دُ ش َ ] (ترکی، اِ) توشک . بستر خواب و لحاف . (ناظم الاطباء). بستر و توشک . (آنندراج ). شادگونه . نهالی . (یادداشت مؤلف ). نهالی که برآن خوابند. (لغت محلی شوشتر). رجوع به توشک شود. ◄ گلیم و بساط. (ناظم الاطباء). قالین . (آنندراج ). فراش که برآن نشینند و آن کلمه ٔ فارسی است .(از اقرب الموارد). ◄ نمد را نیز گفته اند. (لغت محلی شوشتر). ◄ بره . (ناظم الاطباء). ◄ بزغاله . ◄ گربه . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اما در این معنی صورتی از تشک است و آن هم مصحف پشک (پوشک ) است . رجوع به پوشک شود.