دوست نواز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوست نواز. [ ن َ ] (نف مرکب ) دوست نوازنده . که نوازش دوست کند. آن که دوست پرورد. دوست پرست . که دوست نواخت از او یابد : امیر دوست نواز و امیر خصم گداز امیر شاعرخواه و امیر زائرخوان . فرخی . به روز بزم ز بهر وی اند دوست نواز به روز رزم ز بهر وی اند دشمن مال . سوزنی . پادشاه دوست نواز خرم و سرافراز. (حبیب السیر چ سنگی ج ٣ ص ٣٥٢). رجوع به دوست پرور شود. ◄ (ن مف مرکب ) که دوست او را نواخته باشد. نواخته ٔ دوست .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی