دوست نما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوست نما. [ ن َ / ن ِ / ن ُ ] (نف مرکب ) دوست نمای . ♦ امثال : دشمن دوست نما را نتوان کرد علاج . رجوع به دوست نمای شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوست نما. [ ن َ / ن ِ / ن ُ ] (نف مرکب ) دوست نمای . ♦ امثال : دشمن دوست نما را نتوان کرد علاج . رجوع به دوست نمای شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی