دوست مرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوست مرد. [ م َ ] (اِ مرکب ) مرد که دوست باشد شخص را. (یادداشت مؤلف ). دوستدار. دوست . محب و رفیق : چو دانا ترا دشمن جان بود به از دوست مردی که نادان بود. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوست مرد. [ م َ ] (اِ مرکب ) مرد که دوست باشد شخص را. (یادداشت مؤلف ). دوستدار. دوست . محب و رفیق : چو دانا ترا دشمن جان بود به از دوست مردی که نادان بود. فردوسی .