فرهنگ لغت

دورانداز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دورانداز. [ اَ ] (نف مرکب ) که دور اندازد. آنکه یا آنچه چیزی را به مسافت دور بیندازد چنانکه کمان تیر را. (از یادداشت مؤلف ): نضیحة. (منتهی الارب ). مطحر. طحور؛ کمان دورانداز. (منتهی الارب ) : تا نبیند دل دهنده راز را تا نبیند تیر دورانداز را. مولوی . رجوع به دورانداختن شود.

معنی دورانداز | فرهنگ لغت