فرهنگ لغت

دور نمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دور نمودن . [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) دور کردن . (یادداشت مؤلف ). عنش . تعزیب . دحور. دحر. عذم . (منتهی الارب ). رجوع به دور کردن شود.

معنی دور نمودن | فرهنگ لغت