فرهنگ لغت

دور تا دور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دور تا دور. [ دَ / دُو دَ / دُو ] (ق مرکب ) گرد برگرد. پیرامون . گرداگرد. اطراف . حوالی . همه ٔ اطراف و جوانب آن : دور تا دور آن باغ را دیوار کشیده اند. (یادداشت مؤلف ).

معنی دور تا دور | فرهنگ لغت