دوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوانی . [ دَ] (حامص مرکب ) حاصل مصدر است از دواندن یا دوانیدن که همیشه به صورت مرکب آید. چون : اسب دوانی و خردوانی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دواندن و دوانیدن شود.
دوانی . [ دَوْ وا / ی ی ] (اِخ ) جلال الدین محمدبن اسعد دوانی صدیقی شافعی . وی ازمردم دوان که دهی از کازرون است می باشد و به روایت برخی از شاگردانش در سال ٩١٨ هَ . ق . و بنا به روایت برخی دیگر به سال ٩٠٨ هَ . ق . در دوان درگذشت . (از معجم المطبوعات مصر). رجوع به جلال الدین دوانی شود.
دوانی . [ دَوْ وا ] (ص نسبی ) منسوب است به دوان که دهی است از دههای کازرون .