دوآتشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوآتشه . [ دُ ت َ ش َ / ش ِ ] (ص نسبی ) که دو نوبت تف آتش بدان رسیده باشد. ♦ نان دوآتشه ؛ نان که خوب پخته و برشته شده باشد. دوتنوره . (یادداشت مؤلف ). ◄ هر چیزی که دو مرتبه تقطیر شده باشد. (ناظم الاطباء). ♦ عرق دوآتشه ؛ عرق شرابی که دو مرتبه تقطیر کرده باشند. (ناظم الاطباء). شرابی که مکرریا دو نوبت کشیده باشند. (آنندراج ). ◄ گل دوروی . قسمی گل سرخ . (یادداشت مؤلف ). ◄ هر چیز زوردار و قوی . (ناظم الاطباء). رجوع به دوروی شود. ◄ کنایه است از کسی که سخت طرفدارمتعصب فرقه یا مذهب یا مسلکی باشد: یکی از پیروان دوآتشه ٔ میرزا حسین علی بها، شیخ علی اکبر شهمیرزادی بود. (یادداشت مؤلف ).