دو پهلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ. پَ) (ص مر.) کنایه از: دارای دو مفهوم متفاوت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دُ. پَ) (ص مر.) کنایه از: دارای دو مفهوم متفاوت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوپهلو. [ دُ پ َ ] (ص مرکب، ق مرکب ) دارای دوتا پهلو. دارای دوضلع. دوسو. ◄ کنایه است از سخن نیش دار و باکنایه . سخنی که از سر دورویی و دورنگی باشد. دورو. دورنگ : کلام ذووجهین ؛ عبارات دوپهلو، حرفهای دوپهلو یا سخنان دوپهلو، که موهم دو معنی است . (یادداشت مؤلف ). ◄ توأم . (یادداشت مؤلف ) : با دیوابوالمظفر کسبه به حق و داد سیب دونیم کرده و گوز دوپهلوی تو گنده مغز شعری و وی گنده مغز شرع باوی به گنده مغزی همچون ترازوی . سوزنی .
فرهنگ طیفی واژهدان
ذوجنبتین، گنگ، نامعلوم، نامشخص، ملقلق، قلمبه و مبهم، پیچیده، دورازذهن، نامفهوم، غیرقابلدرک مرموز، مشکوک، مبهم، کنایهآمیز، غیرصریح
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی