دهلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده لو. [ دَه ْ ] (اِمرکب ) (مرکب از ده و «لو» که پسوند نسبت و تملک ترکی است ) ورق قمار که ده خال دارد. (یادداشت مؤلف ).
دهلو. [ دِ ] (اِخ ) نام شهری در هندوستان که دهلی نیز گویند. (ناظم الاطباء). صورتی از دهلی و منسوب به آن دهلوی است : سخن زان گونه گفتم من بلند امروز در دهلو که از خواب گران بیدار کردستم به شروانش . امیرخسرو دهلوی (از آنندراج ). سریری که شیرین و خسرو زدند ز دارای شروان و دهلو زدند. ظهوری (از آنندراج ). و رجوع به دهلی شود.