دهش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دهش . [ دَ هََ ] (ع مص ) متحیر و سرگشته شدن یا عقل کسی رفتن از فراموشی یا از بیخودی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سرگشته شدن . (المصادر زوزنی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). خیره شدن . (دهار). ◄ سرگشتگی از عشق . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
دهش . [ دَ ] (ع مص ) متحیر ساختن و بردن عقل کسی را. (ناظم الاطباء).
دهش . [ دَ هَِ ] (ع ص ) متحیر و عقل رفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).