دهرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دهرم . [ دِ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اربعه پایین (سفلی ) بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. واقع در ٦٢هزارگزی جنوب باختری فیروزآباد. آب آن از چاه و رودخانه شور تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧). مرکز بلوک محال اربعه از ولایت قشقایی فارس و یکی از نواحی بلوک مزبور است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ).
دهرم . [دَه ْ م َ ] (اِخ ) یا دهرمه . ناحیتی است به هند. (از اخبارالصین والهند ص ١٣ و ١٤). و رجوع به ماللهند ص ٢٠ و ٦٤ و ١٢١ و ١٤٥ شود.
دهرم . [ دِ رَ ] (اِخ ) رودخانه ٔ فیروزآباد است که چون به نواحی بلوک اربعه رسد آن را رودخانه ٔ دهرم گویند و آب آن شیرین مایل به شوری است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ).