ده نیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده نیم . [ دَ ه ْ ] (عدد کسری، اِ مرکب ) خمس . (ناظم الاطباء). ◄ یک قسمت از بیست قسمت . (یادداشت مؤلف ). نیم عشر : نیک معامله و خوش داد و ستد باش تا ده یازده کنی دوبار ده نیم توان کردن زودتر از آن . (قابوسنامه ). ◄ سود معادل نیم عشر. ◄ حراج پنج درصد. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ پول کهنه . (ناظم الاطباء). سکه ای است قدیم . (آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی