ده نه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ نُ) (اِ.)<BR>۱- زیور و آرایش زنان.<BR>۲- نقصان، کاهش.<BR>۳- هر دو چیز که در کیفیت و کمیت به یکدیگر نزدیک باشد.<BR>۴- عدد نود (۹۰ = ۹ * ۱۰). تسعین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ نُ) (اِ.) ۱- زیور و آرایش زنان. ۲- نقصان، کاهش. ۳- هر دو چیز که در کیفیت و کمیت به یکدیگر نزدیک باشد. ۴- عدد نود (۹۰ = ۹ * ۱۰). تسعین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده نه . [ دَه ْ ن ُه ْ ] (اِ مرکب ) زیور و زینت و آرایش هر هفت . (ناظم الاطباء) (از برهان ).ده پانزده . کنایه است از زیب وزینت . (آنندراج ). زیور و آرایش . (شرفنامه ٔ منیری ) (از غیاث ) : موکب شاه اختران رفت به کاخ مشتری شش مهه داده ده نهش چرخ دوازده دری . خاقانی . ◄ نقصان . (ناظم الاطباء). به معنی نقصان کردن . (از برهان ). ◄ هر دو چیز که در کمیت و کیفیت نزدیک هم باشند. (از برهان ) (از آنندراج ). ◄ (عدد مرکب ) عدد تسعین و نود. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از شرفنامه ٔ منیری ). ده ضرب در نه یعنی نود.
دهنة. [ دُ ن َ ] (ع اِ) پاره ای از روغن . ج، ادهان و دهان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به دهن شود. ♦ هو طیب الدهنة ؛ او بوی خوش دارد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
دهنة. [ دَ ن َ ] (ع مص ) چرب کردن سر را به روغن و ترنمودن آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از تاج العروس ج ٩ ص ٣٠٥). دهن . (ناظم الاطباء). رجوع به دهن شود.