ده نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده نشین . [ دِه ْ ن ِ ] (نف مرکب ) که در ده نشیند. که در ده سکنی گزیند. روستایی . دهقان . دهگان . روستا. قاری . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به دهقان شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده نشین . [ دِه ْ ن ِ ] (نف مرکب ) که در ده نشیند. که در ده سکنی گزیند. روستایی . دهقان . دهگان . روستا. قاری . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به دهقان شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی