ده رود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده رود. [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اربعه پایین (سفلی ) بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. واقع در ٤٩هزارگزی جنوب فیروزآباد. سکنه ٔآن ٢٨٤ تن . آب از رودخانه ٔ فیروزآباد تأمین می شود.(از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧). قریه ای است در شش فرسنگی میانه ٔ شمال مشرق بشکان . (فارسنامه ٔ ناصری ).
ده رود. [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاردانگه ٔ بخش هوراند شهرستان اهر. دارای ٣١٧ تن سکنه است . آب آن از چشمه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
ده رود. [ دَه ْ ] (اِ مرکب )(اصطلاح موسیقی ) سازی است که باربد می نواخته و ده زه و وتر داشته است . (گنجینه ٔ گنجوی ص ٦٨) : حدیث باربدبا ساز ده رود همان آرامگاه شه به شهرود. نظامی .