ده آیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده آیت . [ دَه ْ ی َ ] (اِ مرکب ) دایره ٔخرد که در قدیم در قرآنها به هر ده آیت نشانه ای از طلا و غیره می کردند و حالا بر هر آیت می سازند. (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از غیاث ). عشر : مهر او تا زیم ز مصحف دل چون ده آیت نیفکنم به کنار. خاقانی . نه صحیفه که به یک بنده ده آیت بستند نامه بس دیر چو سی پاره مجزا شنوند. خاقانی . ◄ کنایه است از ستارگان . (فرهنگ فارسی معین ).