دنگ و دوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دنگ و دوال . [ دَ گ ُ دَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) دوالی و ریسمانی است که بر آن زنگوله ٔ بسیار آویزند و مسخرگان خاصه غلامان عباسی به کمربندند بطوری که زنگوله ها بر کفل و دور کمر آویخته ماند و به همان قسم رقص کنند و اصول آورند. (لغت محلی شوشتر). ◄ کنایه است از اسباب تجمل و شأن و شوکت . (آنندراج ) (لغت محلی شوشتر) : بعد مردن طمطراق شیخ افزون می شود طبل رحلت بهر او دنگ و دوالی بیش نیست . قبول (از آنندراج ).