دنن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ نَ) (مص ل.) گوژپشت شدن، خمیده شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ نَ) (مص ل.) گوژپشت شدن، خمیده شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دنن . [ دَ ن َ ](ع اِمص ) کوژپشتی . ◄ پستی و فرورفتگی سینه و گردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دنن . [ دِ ن َ ] (اِخ ) شهری با ٢٧٤٤٩ تن سکنه در شمال فرانسه دارای معادن زغال سنگ وآهنکاری . آنجا میدان پیروزی (١٧٢١ م .). فرانسه در جنگ جانشینی اسپانیا است . (از دایرةالمعارف فارسی ).