دندانک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دندانک . [ دَ دا / ن َ ] (اِ مصغر) دندان خرد. دندان کوچک . (یادداشت مؤلف ) : نگار من به دو رخ آفتاب تابان است لبی چو بسدو دندانکی چو مروارید. اسدی . رجوع به دندان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دندانک . [ دَ دا / ن َ ] (اِ مصغر) دندان خرد. دندان کوچک . (یادداشت مؤلف ) : نگار من به دو رخ آفتاب تابان است لبی چو بسدو دندانکی چو مروارید. اسدی . رجوع به دندان شود.