دندان گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دندان گرفتن . [ دَ گ ِرِ ت َ ] (مص مرکب ) دندان کشیدن . برکندن دندان و دورکردن او را. (آنندراج ). رجوع به دندان کشیدن شود. ♦ دندان گرفتن از کسی ؛ کشیدن دندان وی . ریختن دندان او. (از یادداشت مؤلف ). محروم کردن کسی از دندان : از آن، دندان ز پیران گردش افلاک می گیرد که از غفلت همی دارد به پیری لب گزیدن را. صائب (از آنندراج ). ◄ گزیدن . گاز گرفتن . گاز زدن . (یادداشت مؤلف ). زر. عذم . (تاج المصادر بیهقی ). ازم . (دهار).