دنبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ بِ) (اِ.)<BR>۱- دمبه، جزیی از بدن گوسفند که به جای دم در انتهای خلفی تنة او آویخته و محتوی چربی است.<BR>۲- پیه، چربی. ؛ ~گذار کردن نوعی رَمل و جادو برای از میان برداشتن یا آسیب رساندن به کسی. با دُنبه آدمکی درست میکردند و با نیت آسیب رساندن به آن شخص، آدمک را میسوزاندند. ؛ ~ دادن کنایه از: فریب دادن، فریفتن.<br>