دنبهگداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دنبه گداز. [ دُم ْ ب َ / ب ِ گ ُ ] (اِ مرکب ) ظرفی باشد که دنبه ٔ گوسفند در میان آن برشته کنند. (آنندراج ) (برهان ). ◄ نوعی از سحر و جادوست و آن چنان باشد که ساحران به نام شخص سوزن بسیار بر دنبه ٔ گوسفندبخلانند و افسونی خوانند و آن را در قبر کهنه بیاویزند و چراغی در زیر آن روشن کنند تا از حرارت آن چراغ دنبه می گدازد، آن شخص نیز می گدازد و لاغر می شود تا بمیرد. (آنندراج ) (برهان ) (ناظم الاطباء) : تب و تابی فروغ او از ناز شمع را کرده است دنبه گداز. محمدسعید اشرف (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی