دن کیشوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ شُ) [ اسپا. ] (اِ.) کنایه از: کسی که دستخوش آرمانهای غیرعملی و توهم -های پهلوانی است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دُ شُ) [ اسپا. ] (اِ.) کنایه از: کسی که دستخوش آرمانهای غیرعملی و توهم -های پهلوانی است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دن کیشوت . [ دُ ش ُ ] (اِخ ) نام قهرمان اسپانیائی کتاب سروانتس . دُن کیخوته . رجوع به دون کیشوت شود. ◄ تعبیری طنزآمیز مأخوذ از این نام مانند تارتارن، پهلوان لافی . پهلوان پنبه . (یادداشت مؤلف ).