دلالات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلالات . [دَ ] (ع اِ) ج ِ دلالة. رجوع به دلالة و دلالت شود : خردمندان و دانایان را معلوم شد که به دلالات عقلی و معجزات حسی التفات ننمایند. (کلیله و دمنه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلالات . [دَ ] (ع اِ) ج ِ دلالة. رجوع به دلالة و دلالت شود : خردمندان و دانایان را معلوم شد که به دلالات عقلی و معجزات حسی التفات ننمایند. (کلیله و دمنه ).