دل نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ. نِ) (ص فا.)<BR>۱- خوش آیند، آن چه در دل نشیند.<BR>۲- مؤثر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ. نِ) (ص فا.) ۱- خوش آیند، آن چه در دل نشیند. ۲- مؤثر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل نشین . [ دِ ن ِ ] (نف مرکب ) دل نشیننده . نشیننده بر دل . آنچه بر دل نشیند. مرغوب و پسندیده . (آنندراج ). مطبوع . مقبول . خوش آیند. (ناظم الاطباء). دلپذیر. خوش آیند : زن خوش منش دلنشین تر که خوب که پرهیزگاری بپوشد عیوب . سعدی . تا جای غیر پهلوی آن نازنین نبود هرگز میانه ٔ من و او دل نشین نبود. تأثیر (از آنندراج ). تیری نزد به غیر که از من خطا شود آن دلفریب هرچه کند دل نشین کند. تأثیر (از آنندراج ). ♦ دل نشین شدن ؛ مطبوع شدن : دل نشین شد سخنم تاتو قبولش کردی آری آری سخن عشق نشانی دارد. حافظ. ◄ مؤثر.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی