دقت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ قَّ) [ ع. دقة ] (اِمص.)<BR>۱- باریکی، نازکی.<BR>۲- باریک بینی، نازک اندیشی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ قَّ) [ ع. دقه ] (اِمص.) ۱- باریکی، نازکی. ۲- باریک بینی، نازک اندیشی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دقت . [ دِق ْ ق َ ] (از ع، اِمص ) دقه . باریک شدن . (ترجمان القرآن جرجانی ). باریکی . (یادداشت مرحوم دهخدا). ظرافت و نازکی و باریکی از هر چیز ودشواری . (ناظم الاطباء). نازکی . (فرهنگ فارسی معین ):قَصفة؛ دقت ارطی و تنکی آن . (از منتهی الارب ). ◄ نرمی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ باریک بینی . (یادداشت مرحوم دهخدا). نکته بینی . (ناظم الاطباء). نازک اندیشی . توجه کامل . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ دقت فکر ؛ نازک اندیشی . باریکی اندیشه . ♦ دقت نظر ؛ باریک بینی . خرده بینی . باریکی دید. ◄ راستی و صحت و درستی . (ناظم الاطباء). ◄ در اصطلاح بلغا آن است که کلام بطوری گویند که معانی باریک انگیزد، چنانچه به غموض مفهوم گردد، و آن ایهام و تخییل و امثال آن باشد. و این چنین کلام را دقیق نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون از جامع الصنایع). ◄ (اصطلاح روانشناسی ) تمرکز فکر به یک موضوع . (فرهنگ فارسی معین ). دقت یا انتباه، به آن عمل ذهن می گویند که یکی از نفسانیات را اهمیت و برجستگی خاص بخشیده، و بقیه را موقتاً مورد غفلت قرار میدهد. دقت میدانی را که فعالیت ذهن معمولاً روی آن کار می کند محدود می سازد و سبب می شودکه بسیاری از نفسانیات صراحت خود را از دست بدهند یا بکلی از صحنه ٔ وجدان بیرون روند. و این عمل ذهن همواره با اعمال بدنی معین توأم است و آن در سایر نفسانیات نیز اثر دارد. و نیز آنرا اقسامی است مانند دقت ارتجالی و ارادی . و در بیان ماهیت آن نیز سه نظریه معروف است : نظریه ٔ حسی، نظریه ٔ بدنی و نظریه ٔ سازش ذهنی، که تفصیل آن در کتب روانشناسی مذکور است . (از روانشناسی علی اکبر سیاسی ). و رجوع به همین مأخذ شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
توجه دقیق، موشکافی، باریکبینی، دقت نظر، مداقه، توجه غم نیکخواهی آراستگی، نظم، پشتکار صحت وجدان انتباه
واژگان فارسی سره واژهدان
موشکافی، مو شکافی، مو شکافتن، ژرف بینی، ژرف، ریزبینی، ریز بینی، تیزنگری، تیزبینی، تیز بینی، باریک بینی