فرهنگ لغت

دفزک شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دفزک شدن . [ دَزَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) معقد و زفت و سفت و سطبر شدن و بستن مایعی : دفزک شدن شیر؛ کلچیدن آن . بستن آن . ستبر شدن آن . (یادداشت مرحوم دهخدا): تکبد؛ دفزک شدن شیر. تمطط؛ دفزک شدن آب . خثارة، خثر، خثران، خثور، خثورة؛ دفزک شدن شیر و چغرات گشتن . (از منتهی الارب ).

معنی دفزک شدن | فرهنگ لغت