دغدغه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ غْ دَ غِ) [ ع. دغدغة ] (اِ.) نگرانی، بیم، تشویش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ غْ دَ غِ) [ ع. دغدغه ] (اِ.) نگرانی، بیم، تشویش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دغدغه . [ دَ دَ غ َ / غ ِ ] (از ع، اِمص، اِ) ترس و بیم و تشویش خاطر. (برهان ) (از غیاث ). وسوسه و واهمه و تشویش در خاطر، و با لفظ بردن مستعمل است . (از آنندراج ). اضطراب خاطر، و بدین معنی ظاهراً فارسی است . (یادداشت مرحوم دهخدا) : شکر قدح تلخ مکافات چه گویم کز خاطر من دغدغه ٔ روز جزا برد. صائب (از آنندراج ). ♦ بی دغدغه ؛ بی پریشانی . بدون ترس و بیم . ♦ دغدغه ٔ خاطر ؛ تشویش خاطر. پریشانی خاطر. آشفتگی خاطر. ♦ دغدغه مند ؛ مشوش خاطر. پریشان حواس . ◄ میل نمودن به چیزی . (برهان ) (غیاث ).
واژگان فارسی سره واژهدان
نگرانی، دلواپس، پریشانی