دعوی دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دعوی دار. [ دَع ْ ] (نف مرکب ) دعوی دارنده . آنکه ادعایی دارد. ادعا کننده . (ناظم الاطباء). مدعی . (فرهنگ فارسی معین ). داعیه دار. (یادداشت مرحوم دهخدا) : وگر جوابش گویند شاد باشم سخت کسی که باشد برهان نمای و دعوی دار. (از جامع الحکمتین ص ٣١١). کجا جمشید و کو هوشنگ و فغفور کجا شاهان دعوی دار و مغرور. (منسوب به ناصرخسرو). زهی طغیان حسنت بر شکست کار من باعث ظهورت بر زوال عقل دعوی دار من باعث . محتشم کاشانی (از آنندراج ). ◄ نزاع کننده . پرخاشجوی . ◄ دادخواه . متظلم . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی