دعبب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دعبب . [ دُ ب ُ ] (ع اِ) بازی و مزاح . (منتهی الارب ). ◄ (ص، اِ) لعوب و بازی کننده . (از اقرب الموارد). ◄ سرودگوی نیکو. (منتهی الارب ). مغنی نیکوخوان . (از اقرب الموارد). ◄ جوان نازک بدن تنک پوست . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مرد بامزاح . (منتهی الارب ). لاعب .(اقرب الموارد). ◄ ثمر گیاهی است، یا آن عنب الثعلب است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).