دشنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشنگ . [ دَ ش َ ] (اِ) غلاف خوشه ٔخرما. ◄ شاخی که خوشه بر آن است . (برهان ) (آنندراج ). ◄ بندی که پیش آب بندند. (برهان ). بند آب . (آنندراج ). ◄ رشته ٔ ابریشمین . (ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) شهری باشد از ملک ختای . (برهان ). صاحب آنندراج در این مورد چنین آرد: برهان و فرهنگها خاصه جهانگیری گوید شهری بوده از ملک ختا، مستند به بیت حکیم فردوسی : ختائی و چینی دشنگی و دهر ز خون سیاوش ندارند بهر. ظن غالب این است که واو عطف را در این بیت دال خوانده اند - انتهی . در حدود العالم و معجم البلدان این نام نیامده، شایدمصحف دشتک باشد؟ (حاشیه ٔ معین بر برهان ). رجوع به دشنگی شود.