دشمن کشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشمن کشی . [ دُ م َ ک ُ ] (حامص مرکب ) عمل کشتن دشمن . خصم کشی . عدو کشی . قتل عدو : که بود از پدر دوست انگیزتر به دشمن کشی تیغ او تیزتر. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشمن کشی . [ دُ م َ ک ُ ] (حامص مرکب ) عمل کشتن دشمن . خصم کشی . عدو کشی . قتل عدو : که بود از پدر دوست انگیزتر به دشمن کشی تیغ او تیزتر. نظامی .