دشمن زیاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) از شعب طایفه ٔ جاکی، از تیره ٔ چهاربنیچه، از طوایف کوه کیلویه ٔ فارس . مرکب از ٧٠٠ خانوار است و به دو شعبه منقسم میشود، الیاسی و گشتاسبی . (از جغرافیای سیاسی کیهان ).
دشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان است . این دهستان بین دهستان بویراحمد سرحدی و بویراحمد سردسیر و دهستان طیبی سرحدی واقع شده است . اراضی آن کوهستانی و هوای آن سردسیر مالاریائی است . از٣٨ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده، جمعیت آن در حدود ٥٠٠٠ تن است . قرای مهم آن عبارتند از: ده چل دم عباسی و زیرنا. و مرکز دهستان قلعه کلات است . آب آن از رودخانه و چشمه تأمین میگردد. محصول عمده ٔ آن غلات، برنج، پشم و لبنیات است . ساکنان آن از تیره های مختلف دشمن زیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
دشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) سومین طایفه از طوایف ممسنی فارس است مرکب از ١٥٠٠ خانوار، و این غیر از دشمن زیاری طوایف کوه کیلویه است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ).