دشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشت . [ دَ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای سه گانه ٔ بخش سلوانا از شهرستان ارومیه . موقعیت آن کوهستانی و سردسیر است . آب مزروعی آن از رودخانه ٔ جرمی و چشمه سار تأمین میگردد. این دهستان از ٢٠ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٢٤٢٠ تن است . محصول عمده ٔ آن غلات، توتون، محصول دامی و عسل است و مرکز آن قریه ٔ سلوانا است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
دشت . [ دُ ] (ص ) بد و زشت . (برهان ). دژ. دش : دشت یاد؛ غیبت . (یادداشت مرحوم دهخدا) : سیامک بدست چنان دشت دیو تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو. فردوسی .
دشت . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مازول بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. سکنه ٔ آن ٣٠٤ تن . آب آن از قنات . محصول غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).