دشت پیما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشت پیما. [ دَ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب مرخم ) دشت پیمای . دشت پیماینده . صحرانورد. بیابان نورد. دشت سیر. دشت نورد : یکی دشت پیمای برنده راغ بدیدار و رفتار زاغ و نه زاغ . اسدی . به وادی دل من هیچ گوشه پیدا نیست به غیر آهوی چشم تو دشت پیمایی . اثر (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی