دسع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دسع. [ دَ ] (ع مص ) راندن . (از منتهی الارب ). دفع. دسر. (از اقرب الموارد). ◄ سپوختن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ قی نمودن . (از منتهی الارب ). بیرون انداختن قی خویش را. (از اقرب الموارد). ◄ بیرون انداختن آنچه در دهان است . (از اقرب الموارد). ◄ پر کردن . (از منتهی الارب ). مملو ساختن ظرف را. (از اقرب الموارد). ◄ بند ساختن سوراخ را در یک بار. (از منتهی الارب ). بستن و سد کردن سوراخ را به یک باره . (از اقرب الموارد). ◄ پوشیده شدن رگ در گوشت . (منتهی الارب ). مخفی شدن رگ در گوشت . (از اقرب الموارد). ◄ بخشیدن . (از منتهی الارب ). بسیار عطا کردن .(از اقرب الموارد). عطا دادن . (المصادرزوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ برآوردن شتر نشخوار رااز شکم به دهان به یکباره . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نشخوار برآوردن . (تاج المصادر بیهقی ).