دستینج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دستینج . [ دَ ن َ ] (معرب، اِ) معرب دستینه . یارق . (از اقرب الموارد). یاره . و رجوع به دستینه شود. ◄ بارق . (اقرب الموارد). ابر با درخش . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دستینج . [ دَ ن َ ] (معرب، اِ) معرب دستینه . یارق . (از اقرب الموارد). یاره . و رجوع به دستینه شود. ◄ بارق . (اقرب الموارد). ابر با درخش . (منتهی الارب ).