دستگیر گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دستگیر گردیدن . [ دَ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) اسیر شدن . به بند افتادن : دستگیر خلق شد عدل وی از دست ستم تا نگردد هیچ کس در دست ظالم دستگیر. سوزنی . ◄ یار و مددکار شدن : در این کار گردی مرا دستگیر مسوزان بمن بر دل زال پیر. فردوسی .