دستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (اِ.)<BR>۱- سرود، نغمه.<BR>۲- نیرنگ، فریب.<BR>۳- مخفف داستان.<BR>۴- لقب زال پدر رستم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (اِ.) ۱- سرود، نغمه. ۲- نیرنگ، فریب. ۳- مخفف داستان. ۴- لقب زال پدر رستم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دستان .[ دَ ] (اِخ ) نام جادوئی است . (برهان ) : اگر دستان جادو زنده گردد نیارد کرد با تو مکر و دستان . معزی .
دستان . [ دَ ] (اِخ ) ناحیتی است بزرگ از دیلمان به دیلم خاصه . (حدود العالم ).
دستان . [ دَ ] (اِخ ) نام موضعی است به سمرقند. (برهان ).
مترادف و متضاد واژهدان
آهنگ، سرود، لحن، نغمه، نوا تزویر، حیله، دوال، فسون، مکر، نیرنگ
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه