دست گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست گذاشتن . [ دَ گ ُ ت َ ](مص مرکب ) قرار دادن دست . نهادن دست : مسح ؛ دست گذاشتن بر چیزی روان یا آلوده جهت دور کردن آلودگی آن . ♦ دست گذاشتن بر ؛ مسلط شدن بر. تحت فرمان و اختیار خود گرفتن . ♦ دست گذاشتن به ؛ درتداول، آغاز کردن به چیزی : دست گذاشت به گریه . ♦ دست به دلم مگذار ؛ در تداول، با یادآوری خاطرات رنج آور مرا اذیت مکن . مپرس که بسیار غمگینم . که بسیار دردها دارم . (یادداشت مرحوم دهخدا).