دست پیرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست پیرا. [دَ ] (ن مف مرکب ) پیراییده با دست . پیراسته با دست . پرداخته . به دست صیقلی شده . براق . زدوده : که چون آهن دست پیرای تو پذیرای صورت شد از رای تو. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست پیرا. [دَ ] (ن مف مرکب ) پیراییده با دست . پیراسته با دست . پرداخته . به دست صیقلی شده . براق . زدوده : که چون آهن دست پیرای تو پذیرای صورت شد از رای تو. نظامی .