دست پخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. پُ) (ص فا.) غذایی که کسی با دست خود پخته باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. پُ) (ص فا.) غذایی که کسی با دست خود پخته باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست پخت .[ دَ پ ُ ] (ن مف مرکب ) دست پز. پخته ٔ دست و پرورده ٔ دست . (غیاث ). چیزی که به دست پخته باشند اعم از آنکه حیوان بود یا نبات . (آنندراج ). غذایی که شخص با دست خودش پخته و بدقت ترتیب داده باشد. (ناظم الاطباء). ♦ دست پخت فلان ؛ یعنی که خود او پخته نه طباخ او. که او بشخصه آنرا پخته : این غذا دست پخت فلان خانم است . (یادداشت مرحوم دهخدا). دست پخت او خوب است ؛ یعنی خوب طبخ کند. دست پختش خوب است یا دست پخت فلان بد نیست ؛ یعنی طعامها نیکو پزد. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ بر طعام مطبوخ نیز اطلاق کنند. (آنندراج ) : از دست پخت طبع تو بالذت است و بس بر خوان عقل هرکه شود میهمان علم . عرفی (از آنندراج ). ◄ دست پرورده : همان روشنک را که دخت من است بدان نازکی دست پخت من است . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی