فرهنگ لغت

دست فرمان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دست فرمان . [ دَ ف َ ] (اِ مرکب ) فرمان دست . فرمان که به اشاره ٔ دست دهند. ◄ زیردست . فرمانبر. آنکه به فرمان کسی کار کند : دست فرمان تو تا فرمان براند دور کرد سر ز گردن جان ز تن دست از عنان پای از رکاب . سوزنی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی دست فرمان | فرهنگ لغت